به روز شده در: ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۳۶
کد خبر: ۷۳۱۷۰۳
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۵ - ۱۱ دی ۱۴۰۴

زمان آن رسیده است که مردم ایران هم در سیاست و اقتصاد دیده شوند!

روزنو :چند روزی است که تهران و برخی دیگر از شهر‌های ایران صحنه اعتراض گروه‌هایی از مردم شده است. این اعتراض‌ها با افزایش لحظه‌ای قیمت ارز شروع شد و به تدریج با مسئله گرانی، تورم و شرایط سخت معیشتی گسترده‌تر شد. جرقه نخست این اعتراض‌ها از بازار موبایل‌فروشان پاساژ علاءالدین زده شد.

زمان آن رسیده است که مردم ایران هم در سیاست و اقتصاد دیده شوند!

چون نوسانات شدید ارز، امکان قیمت‌گذاری و ادامه کسب‌وکار را از فروشندگان گرفته بود، اما این اعتراض در همان‌جا متوقف نماند. بازار، مناطق مرکزی تهران و سپس شهر‌های دیگر درگیر شدند.

به گزارش روز نو حتی گزارش‌هایی از امنیتی شدن فضا در برخی نقاط کشور منتشر شد. اعتراض‌ها با مطالبه اقتصادی آغاز شد و در بعضی شهر‌ها به شعار‌های سیاسی نیز رسید. از این منظر می‌توان درنظر گرفت که جامعه با یک مسئله مقطعی روبه‌رو نیست. این اتفاق معمولا زمانی رخ می‌دهد که مردم احساس می‌کنند مسئله تنها «گرانی» نیست و به آینده‌ای مبهم و ناپایدار پیش روی معیشت مردم برمی‌گردد.

صدالبته که این اعتراض‌ها بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشت. اخبار، ویدئو‌ها و روایت‌های مختلف اعتراض‌ها به‌صورت لحظه‌به‌لحظه دست‌به‌دست شد و اتفاقات تهران و چند شهر دیگر، در صدر گفت‌و‌گو‌های روزمره مردم جای گرفته است. طبیعی است که وقتی بازتاب‌ها که گسترده می‌شود، رسانه‌های بین‌المللی و حتی سیاستمداران خارجی نیز به آن واکنش نشان می‌دهند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا یکی از آنها است که تلاش کرد اعتراض‌های اقتصادی داخل ایران را در چارچوب روایت مورد نظر خودش از وضعیت کشور بازنمایی کند. همزمان، شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور نیز پوشش لحظه‌ای اعتراض‌ها را در دستور کار قرار دادند و تحلیل‌هایی با زاویه دید خاص خودشان ارائه دادند. تجربه نشان داده است که هرگاه رسانه‌های داخلی سکوت کنند یا روایت ناقص ارائه دهند، رسانه‌های خارج کشور به مرجع اصلی افکار عمومی تبدیل می‌شوند.

یک تغییر مهم در رفتار رسانه‌های رسمی.

اما آنچه یکی از وجوه تمایز این اعتراض‌ها شده، اتفاقی کم‌سابقه در عملکرد رسانه ملی و خبرگزاری‌های رسمی و دولتی است. چون این رسانه‌ها به‌سرعت وارد میدان شدند و گزارش‌هایی از اعتراض‌ها منتشر کردند. صداوسیما برای نخستین‌بار تصاویری از تجمعات را پخش کرد و خبرگزاری‌هایی، چون ایرنا، ایسنا و فارس و. گزارش‌ها و عکس‌هایی از این اعتراض‌ها منتشر کردند. چند سال پیش حتی انتشار یک عکس ساده از اعتراض‌ها تابو محسوب می‌شد، اما اکنون همان روز نخست، روایت رسمی از اعتراضات، هرچند محدود به جریان افتاده است. این تغییر رفتار را باید جدی گرفت. چون نشان می‌دهد حتی در درون حاکمیت نیز درک تازه‌ای از شرایط شکل گرفته است.

چرا سکوت رسانه‌ای دیگر کار نمی‌کند؟

واقعیت این است که اگر رسانه‌های داخلی به اعتراض‌ها نپردازند، مردم اخبار را از رسانه‌های خارج از کشور دنبال می‌کنند. در این صورت، رسانه‌های داخلی اگر نگوییم مرجعیت، اما تاثیرگذاری خودشان را از دست می‌دهند. اگر رسانه‌های داخل کشور به این اعتراضات نپردازند، اعتماد عمومی نسبت به رسانه‌های داخلی از بین می‌رود.

البته که در این میان نقش صداوسیما حیاتی‌تر از هر رسانه دیگری است. هیچ رسانه‌ای، حتی خبرگزاری‌های رسمی نمی‌توانند جای رسانه ملی را بگیرد. انتظار جامعه از صداوسیما فراتر از پخش چند خبر کوتاه است. امروز نیاز به میزگرد‌های واقعی، گفت‌و‌گو‌های صریح با اقتصاددانان، جامعه‌شناسان، سیاستمداران، روزنامه‌نگاران و چهره‌هایی وجود دارد که مردم به آنها اعتماد دارند یا دست‌کم حساسیت منفی نسبت به این چهره‌ها ندارند.

ضرورت گفت‌و‌گو با مردم.

اما آنچه در روز‌های اخیر بیش از هر چیز تعجب‌برانگیز بود، برجسته‌سازی مناسبت‌هایی مانند ۹ دی به‌جای پرداختن جدی به مطالبات معیشتی و اقتصادی مردم بود. در شرایطی که جامعه ملتهب است، چنین رویکردی قطعا هیچ کمکی به آرامش فضا نمی‌کند. این کار نمک پاشیدن بر زخم مردم است. این جنس کار‌ها احساس شکاف و تقابل را تشدید می‌کند.

در مقطع حساسی که اکنون قرار داریم، عقلانیت ایجاب می‌کند که اولویت مسئولان، شنیدن صدای مردم باشد. درواقع باید از هرگونه بازتولید دوگانه‌های قدیمی پرهیز کنند. مردم نامحرم نیستند. باید صادقانه با مردم سخن گفت. باید توضیح داده شود که وضعیت کشور چگونه است؟ چه تصمیم‌هایی در حال بررسی است؟ چه آینده‌ای پیش روست؟ هزینه‌ها تا کجا و برای چه هدفی باید تحمل شود؟

مطالبه‌ای فراتر از اقتصاد.

اما باید به عقب برگردیم و ببینیم چرا تحمل مردم کم شده است و خیلی زود برآشفته می‌شوند. سال‌هاست که مطالبات رفاهی و اقتصادی بخش بزرگی از جامعه بی‌پاسخ مانده است. تورم مزمن، گرانی و کاهش قدرت خرید، تقریبا چهار دهه است که همراه زندگی مردم بوده. اما امروز شرایط تفاوت ماهوی پیدا کرده است.

آنچه مردم را به خیابان می‌آورد، دیگر صرفا مطالبه اقتصادی نیست و ناکارآمدی مدیران را نیز شامل می‌شود. شرایط به گونه‌ای شده که گروه‌های مردم به دنبال مطالبه «امکان حداقلی حیات» هستند. بسیاری از مردم احساس می‌کنند موجودیت خود و آینده فرزندانشان بر لبه پرتگاه قرار گرفته است. این همان نقطه‌ای است که جامعه‌شناسان از آن به‌عنوان عبور از آستانه تحمل یاد می‌کنند. در این نقطه، اعتراض‌ها می‌تواند ناگهان فراگیر شود و پیش‌بینی‌ناپذیر.

انباشت ناکارآمدی

در سال‌های طولانی، بسیاری از نیرو‌های منتقد یا سرکوب شدند یا از عرصه سیاست کنار رفتند. نتیجه طبیعی این روند، انباشت ناکارآمدی، فساد، ناتوانی مدیریتی و حتی زیاده‌خواهی‌های نامشروع بود. مسائلی که اغلب زیر پوشش مفاهیم کلی و مقدس، بی‌هزینه ماند. اصلاحات ساختاری که سال‌ها درباره آن هشدار داده می‌شد، به حاشیه رفت. وفاداری‌های ظاهری و ارادت‌محوری جای شایستگی را گرفت و این تصور شکل گرفت که اعتراض‌های مردمی تهدید جدی ایجاد نمی‌کند.

اما این محاسبه امروز دیگر معتبر نیست. اکنون داستان تغییر کرده است. چون در کشوری زندگی می‌کنیم که هر روز فقیرتر می‌شود، تحریم‌ها که زندگی را سخت‌تر کرده‌اند، تورم افسارگسیخته، سقوط لحظه‌ای ارزش پول ملی و چشم‌اندازی تیره از آینده، معادلات پیشین را برهم زده است. انباشت این بحران‌ها، سیاست ایران را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. در چنین شرایطی، امنیتی‌سازی به هیچ وجه پاسخگو نیست. از این منظر نباید تصمیم‌های سخت درباره وضعیت امروز ایران که بسیاری از اهالی سیاست و نخبگان و فرهیختگان می‌گویند به تعویق بیفتد.

امروز نیاز به شجاعت در تصمیم‌گیری و هوشمندی در گفت‌و‌گو با جامعه وجود دارد. واقعیت این است که راهی جز مواجهه صادقانه با مردم و پذیرش تغییرات سخت باقی نمانده است. جراحی‌های عمیق اقتصادی و ساختاری دردناک‌اند، اما به تعویق انداختن‌شان، هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر خواهد داشت.

اگر امروز این تصمیم‌ها گرفته نشود، فردا واقعیت با شدت بیشتری خود را تحمیل خواهد کرد. کشور در نقطه‌ای ایستاده است که ادامه مسیر گذشته دیگر ممکن نیست. اعتراض‌های این روزها، صرفا هشدارند. هشداری که اگر جدی گرفته نشود، می‌تواند به بحرانی فراگیر تبدیل شود. اعتراضات امروز آخرین زنگ خطر نیست. اما شاید مهم‌ترین آن باشد.

تصویر روز
خبر های روز